قانون-تعادل

چگونه ازقانون بالانس یا تعادل به نفع خود استفاده کنیم

Moca

چگونه ازقانون بالانس یا تعادل به نفع خود استفاده کنیم

انسان ها با دست های خودشان مسائل و موانعی را خلق می کنند و سپس تمام تلاش  خود را برای غلبه بر این مشکلات به کار می گیرند .

تا به حال با خود فکر کرده اید که دلیل اینهمه  مسئله و مشکل در زندگی ما چیست ؟

با ما همراه باشید تا دلیل این مشکلات و موانع را با شما در میان بگذاریم و یاد بگیرید که چطور مسائل و مشکلات خود را از زندگی کنار بگذارید. 

بطور کلی مسائل و مشکلات ما به یک دلیل در زندگی پدیدار می شوند و آن هم ایجاد پتانسل اضافه است .

هر چیزی در طبیعت تمایل به توازن دارد . هر جا که پتانسیل اضافه ( از هر نوع انرژی) وجود داشته باشد نیروهای موازنه دست به کار می شوند و این عدم توازن را از بین می برند .

این موضوع آنقدر برای ما طبیعی است که در مورد آن حتی از خودمان سوال هم نمی پرسیم یا حتی شگفت زده هم نمی شویم .

اما چرا این سیستم به این روش کار می کند ؟

چرا قانونی به نام توازن یا تعادل وجود دارد؟

برای این سوال پاسخی وجود ندارد . بطور کلی  قوانین دلیل وجودشان را توضیح نمی دهند بلکه آنچه که واضح است را نشان می دهند . تمام قوانین طبیعت نسبت به قانون توازن یا قانون بالانس در درجه دوم قرار دارند . قانون تعادل ، مادر قوانین طبیعت است .

بنابراین نمی توان توضیح داد که چرا در طبیعت قانون توازن وجود دارد . 

ما باید به سادگی این قانون را به عنوان یک واقعیت بپذیریم  . چون در تمام طبیعت و در تمام طول زندگیمان می توانیم کارکرد و نتایج این قانون را درک کنیم .

حتما دقت کرده اید که در زندگی فصل های مختلفی وجود دارد . بعد از زمستان بهار می آید . خوبی و بدی در امتداد هم روی می دهند  . بعد از هر پیروزی شکست وجود دارد . اینها همه نمودهای قانون بالانس یا تعادل هستند .

از طرفی هم شکست و هم پیروزی بالانس یا تعادل را بر هم می زنند . توازن مطلق زمانی است که هیچ اتفاقی رخ ندهد . اما چنین حالتی وجود ندارد  و هیچ کس نمی تواند یک توازن 100 درصدی را ببیند .

دنیا پر از نوسان های پیوسته است . حتی در طبیعت هم اتفاقاتی می افتد که نیروی بالانس بیدار شده و شرایط را به تعادل می رساند .

روز و شب ، جذر و مد ، تولد و مرگ .

پس همواره به یاد داشاه باشید که یکی از قدرتمندترین قوانین طبیعت ، قانون بالانس است و این قانون در نهایت همه چیز را به سمت توازن پیش می رود .

فرض کنید تصمیمی می گیرید و با گرفتن این تصمیم شرایطی ایجاد می کنید که تغییرات زیادی در یک جهت ایجاد می شود  . بدین ترتیب بالانس را برهم می زنید و تحت تاثیر انرژی های زیادی قرار می گیرید . این انرژی ها  مقابل شما قرار می گیرند .

فرض کنید اتفاق بدی در زندگیتان رخ می دهد باز هم بالانس بر هم می خورد و شما نیروی بالانس را بیدار می کنید . 

توازن نه تنها با اقدام و عمل بلکه با افکار هم بر هم می خورد . این صرفا به این معنی نیست که افکار محرک اعمال هستند  . افکار انرژی ساطع می کنند . همه چیز دراین دنیای مادی انرژی است و همه چیز در سطوح ناپیدای انرژی رخ می دهد  و بازتابی در دنیای ماده دارد . انرژی افکار بسیار پر قدرت هستند .

اگر در جایی پتانسل اضافه ایجاد کنید نیروهای بالانس به کار افتاده و آن را به تعادل بر می گردانند .

انرژی افکار زمانی به پتانسیل اضافه تبدیل می شوند که به نوعی  اهمیت بیش اندازه به وجود بیاورند بدین ترتیب نیروی بالانس دست به کار شده  و اقدام به محو این پتانسیل اضافه می کند .

 

پتانسیل اضافه زمانی ایجاد می شود که ما اهمیت زیادی به موضوعی می دهیم .بطور کلی ذهن ما هر پدیده یا فکری را ارزیابی می کند اگر ذهن به این پدیده اهمیت بالایی بدهد واقعیت دچار تغییر می شود . زیرا وقتی ذهن اهمیت موضوعی را بالا می برد ما با فیلتری وقایع را می بینیم . در واقع وقایع را همانگونه که هست نمی بینیم و در نتیجه پتانسیل اضافه رشد می کند . 

اگر این اهمیت بسیار زیاد باشد نمود آن فقط نمود مادی نخواهد بود و ممکن است حتی به گفتگوی درونی مکرر تبدیل شود . (فرض کنید با یکی از دوستانتان دعوا کرده و خشم زیادی را تجربه کرده اید . گاها هفته ها و حتی ماه ها درگیر این خشم و نوعی فکر آزار دهنده و تکرای بوده اید ) بنابراین پتانسیل اضافه ایجاد شده و نیروی بالانس دست به کار می شود .

زمانی که با فیلتر های ذهنی وقایع را ببینید دو حالت رخ می دهد :

یا مشخصات به شدت منفی را به آن موضوع منتسب می کنید و یا مشخصات به شدت مثبت را .

در واقع اشتباه در ارزیابی به تنهایی نقشی در تولید پتانسیل اضافه ندارد . یک ارزیابی اشتباه در صورتی منجر به خلق پتانسیل اضافه می شود که ارزیابی ما اهمیت زیادی برای ما داشته باشد . تنها مواردی که برای ما مهم هستند و همراه با یک ارزیابی ایجاد می شوند می توانند پتانسیل اضافه ایجاد کنند .

پتانسیل اضافه نقش بسیار مهمی را در زندگی ما انسان ها بازی می کند .

عمل نیروهای بالانس برای از بین بردن پتانسیل های اضافه قوی ترین نیروهایی است که در طبیعت وجود دارد .

پتانسیل اضافه در نتیجه بالابردن اهمیت به وجود می آید . حالا این اهمیت می تواند مثبت باشد و یا منفی  .

 

به دلیل دادن اهمیت بالا به یک اتفاق خوب و یا بد نیروی بالانس دست به کار می شود و به هر طریقی تعادل را مجدد بر قرار می کند . 

بگذارید با یک مثال این موضوع را برایتان توضیح دهم .

فرض کنید شغلی دارید که از آن راضی نیستید . هر روز به خودتان بدو بیراه می گویید که چرا مجبورید این کار را انجام دهید .

هر روز صبح از خواب بیدار می شوید و با ناامیدی سرکار می روید . از رئیس تان دلخور بوده و مدام گله می کنید  . از همکارانتان که کارها را به شما محول کرده اند شکایت می کنید با اینکار شما پتانسیل اضافه ایجاد کرده اید ، بنابراین نیروی بالانس دست به کا ر می شود تا تعادل را برقرار کند و مثلا شما بیمار می شوید تا سر کار نروید و یا حتی شغل خود را از دست می دهید .

 

حتما با خود می گویید پس چه کاری باید انجام دهید ؟

شما باید  اهمیت موضوعات را بالا نبرید تا تعادل را برهم نزنید . 

مثلا در مورد شغل باید اهمیت را پایین آورد .

برای اینکه هر پتانسیل اضافی را کم کنید باید آگاهانه نگرش خود را در مورد آن کار تغییر دهید .

مدت زمانی به خودتان استراحت دهید و کاری را انجام دهید که دوست دارید. برای مدتی خودتان را رها کنید ، نه اینکه مرخصی بگیرید و یا کار نکنید . منظورم این است که  تمام انرژی خود را به کار ندهید .کار کنید ولی درگیر کار نباشید و خود را از هیاهوی دنیا بیرون بکشید . 

شما برای کار کردن و شغل به این دنیا نیامده اید . البته منظور از دست دادن و رها کردن کار نیست  ولی نباید خودتان را با کار یکی بدانید و پتانسیل اضافه تولید کنید .

سعی کنید در بازی یک نفر دیگر نیوفتید و خودتان بازیگر زندگیتان باشید . 

معنا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *