نوشته‌ها

چگونه شهامت رسیدن به اهدافتان را داشته باشید ؟

Hananeh

آیا شهامت رسیدن به اهدافتان را دارید؟

تا به حال چند بار  اهدافی را برای خودتان تعیین کرده اید و سپس بدون دستیابی به آنها ، فراموش شده اند؟

انگیزه و تمایل شما برای رسیدن به اهدافتان چقدر است؟

چقدر زمان صرف بررسی روند زندگی و موانع زندگیتان کرده اید ؟

وقتی هدفی را برای خودتان تعریف می کنید باید به فکر شتاب شروع رسیدن به آن هم باشید. حتما می پرسید چرا؟!

شاید در خیلی از مسابقات دیده باشید مثلا مسابقات دو و یا شنا که شتاب اولیه در شروع مسابقه برای رسیدن به نقطه پایان اهمیت زیادی دارد.  نکته اینجاست که باید برای یک شروع اولیه پرقدرت شهامت داشت تا قدرت ادامه پیدا کردن آن را نیز داشته باشید. برای موفقیت در هر برنامه و هدفی خوب است که به چهار سوال زیر پاسخ دهید :

سوال اول:

از خودتان بپرسید برای اینکه به این هدف برسم خودم را باید از دست چه چیزهایی در زندگی نجات دهم؟

آدم های سمی ؟ همیشه در اطراف ما یک سری آدمهای منفی وجود دارند .

محیط های سمی ؟ در محیطی قرار داریم که اجازه رشد به ما داده نمی شود و نمی گذارند کاری که برایش برنامه داریم را انجام دهیم .

شبکه های اطلاعاتی سمی ؟ چه کانال هایی و یا چه سایتهایی هستند که ما را از برنامه هایمان دور می کنند، چه روزنامه هایی هستند که دارند ما را به سمتی دیگر سوق می دهند.

فراموش نکنید سوال اول بسیار مهم است و حتما باید به آن پاسخ داده شود.

سوال دوم :

زمانی که هدفی تعیین میکنید و یک برنامه اجرایی برای آن در نظر میگیرید ، به این سوال پاسخ دهید:

“کجا هست که بیش از هر چیز دیگری از آن می ترسید ؟ کجا هست که بیش از هر جای دیگری در درونتان مقاومت ایجاد میکند؟” مقاومت بین شما و آن نقطه دلخواه!

حتما برایتان پیش آمده که هر روز برنامه ای را جزء کارهایتان می نویسید اما در پایان روز به آن نپرداخته اید و کم کم با گذشت زمان آن را فراموش کرده اید. به عنوان مثال مقاومت باعث می شود منظم نباشید، اهدافتان را پیگیری نکنید .

با خود فکر کنید چه چیزی باعث ترس و مقاومت شما در این راه می شود. کاری که باید بکنید این است که تمام نیروی خودتان را برای شکستن این مقاومت ها بگذارید.

البته یک شبه این اتفاق نمی افتد بلکه باید تلاش کنید تا آن را ضعیف و ضعیف تر کنید، این نکته مهمی است. جایی که که بیشترین مقاومت ذهنی، بیشترین ترس ذهنی را دارید دقیقا همانجایی است که باید به سمت آن حمله کنید.

سوال سوم:

از خود بپرسید چطور به خودتان اجازه داده اید که شرایط فعلی را داشته باشید؟

ممکن است وضعیت مالی خوبی نداشته باشید، شغل خودتان را دوست نداشته باشید، استاندارد زندگی شما پایین آمده باشد و هزاران مورد دیگر.

این را بدانید که شرایط فعلی شما برگرفته از یک سری تصمیماتی است که در گذشته گرفته اید و باعث شده است الان در چنین وضعیتی باشید.

عواملی که در گذشته برای شما اتفاق افتاده و اجازه نداده اند که رشد کنید چه عواملی هستند. ممکن است اگر خیلی به آنها فکر کنید از دست خودتان عصبانی شوید. ایرادی ندارد بگذارید عصبانی شوید چون قرار نیست در این نقطه گیر کنید قرار نیست صرفا در تصمیمات اشتباه گذشته گیر کنید.

سوال چهارم:

اکنون باید تعیین کنید که به کجا میخواهید بروید؟

آن خمیر بی شکلی که قرار است با تصمیمات شما شکل بگیرد قرار است به چه صورتی باشد؟

می توانید خودتان را در آن آینده تصور کنید و در نقطه ای باشید که به آن هدف دست نیافته اید . بررسی کنید که چه مواردی بوده است که شما را در دستیابی به آن هدف دور نگه داشته است. آنها را برطرف نمایید.

خوشبختانه آینده هنوز اتفاق نیفتاده و می توانید برای تحقق آن برنامه داشته باشید، تصمیمی که الان گرفته می شود که کاری را بانجام برسانید آن آینده را شکل می دهد. بنابراین از همین امروز شروع کنید و تصمیماتی بگیرید که آن آینده را طوری شکل بدهد که مطلوب نظر شما باشد.

چهار سوال فوق را در هر هدف و برنامه ای از خودتان بپرسید، شهامت دستیابی به اهداف خود را داشته باشید و آینده ایده آل خود را تحقق ببخشید.

اگر این مطلب برایتان مفید بود آن را به دوستان و عزیزانتان هدیه دهید .

معنا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

چگونه در زمان حال زندگی کنیم

Hananeh

چگونه در زمان حال زندگی کنیم ؟

تا حالا فکر کردید که چقدر در طول روز به آینده یا گذشته سفر می کنید؟

چقدر در مورد آینده خیال پردازی می کنید بدون اینکه برنامه ای  برای آن داشته باشید؟

حتما در زندگی خودتان و یا در زندگی اطرافیانتان به این موضوع برخورد کرده اید که اکثر آدمها در تمام طول زندگی منتظر هستند تا شرایط به گونه ای تغییر کند تا بتوانند زندگی کنند.

عجیب است اما واقعیت دارد.

اینکه منتظر چه هستند و با این انتظار بسیاری از فرصت های زندگی را از دست می دهند یک واقعیت است. باید بدانیم تنها چیزی که وجود دارد و واقعا می تواند به ما خدمت کند زمان حال است. گذشته که گذشته ، آینده هم هنوز نیامده و تحقق نیافته است پس همین لحظه و همین الان است که وجود دارد.

آیا تا به حال به آن فکر کرده اید؟

حتما برای شما هم پیش آمده، در آینده غوطه ور شده اید و این سفر بسیار طولانی می شود و در واقع در آینده گیر کرده اید . اما این موضوع را در نظر بگیرید اگر در آن آینده قرار است اتفاق خوبی بیفتد، همه چیزی که در اختیار ما است همین اکنون است که منجر بشویم آن آینده اتفاق بیفتد.

راه حل جالبی به شما پیشنهاد می کنم ، آینده را به صورت خمیر شکل پذیری در نظر بگیرید . همه ما یک سری تصورات و ایده در مورد آینده داریم و می توانیم این خمیر را هر جور که تصور میکنیم شکل دهیم.

وقتی که به آینده سفر کرده و صبح تا شب در مورد آن خیال پردازی می کنید نمی توانید آن را آنگونه که می خواهید شکل دهید زیرا دستان شکل دهنده ما در زمان سفر ذهنی به آینده نمیتوانند کاری را به انجام برسانند. اما به یاد داشته باشید که زمان حالی در اختیار ما است که دستان ما قدرت شکل دهنده به آن خمیر آینده را دارند. سفر به آینده خوب است اما صرفا برای دیدن آن اتفاق دلخواه، برای ایده پردازی برای تعیین آنچه می خواهید نه برای سفر کردن طولانی مدت و ماندن در آن.

آن تصور، آن ایده، آن اتفاق در ذهن ما هست اما آنچه در حال حاضر واقعیت داشته و وجود دارد ، زمان حال است که در اختیار ما است و می توانیم از آن استفاده کنیم .

بنابراین در زمان حال شروع کنید و با دستان خودتان آن چیزی را که می خواهید شکل دهید.  در اینصورت است که آن تصور محقق میشود.

یادتان باشد به گذشته سفر کنید و درس بگیرید، به آینده سفر کنید و ایده بگیرید اما این دو نباید زیاد از حد روی زمان حال سایه اندازند.

فراموش نکنید تمام چیزی که در اختیار دارید همین امروز است، اکنون ، همین فرصتی است که می توانید با خمیری که هنوز شکل نگرفته است کاری انجام دهید.

پیشنهاد می شود کتاب قدرت حال از اکهارت توله را حتما مطالعه و به کار ببندید.

می توانید کتاب نیروی حال را از خانه کتاب معنا دانلود کنید .

اگر این مطلب برایتان مفید بود آن را به دوستان و عزیزانتان هدیه دهید .

معنا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

چگونه تمام کننده ماهری باشیم ؟

Hananeh

چگونه تمام کننده ماهری باشیم ؟

چند مسئله حل نشده در زندگیتان دارید؟

آیا بیشتر در مورد آنها رویاپردازی می کنید که ای کاش به سرانجام برسند؟

آیا در کل آنها را انکار می کنید و وانمود می کنید که اصلا وجود ندارند؟

در زندگی هر شخصی مسائلی وجود دارد که به آنها پرداخته نشده است. می دانیم که وجود دارند اما در مورد آنها حرفی نمی زنیم یا کاری برای حل آنها انجام نمی دهیم.

نه تنها در زندگی شخصی بلکه در زندگی کاری، در مسائل کلان دولتی و اقتصادی، در برنامه ریزی های گسترده شرکتها، سازمانها، و … در تمام آنها مسائلی وجود دارند که اصلا به آنها رسیدگی نمی شود.

به عنوان مثال بسیار شنیده اید که می گویند قسمت اعظم یارانه ها به افرادی پرداخت می شود که اصلا نیاز ندارند. خب، چاره کار چیست ؟ چگونه می شود آن را حل نمود؟ آیا اصلا به دنبال راه حل هستند؟

خیر !!! بلکه به گونه ای وانمود می شود که اصلا چنین مسئله ای وجود ندارد.

در چنین شرایطی به جای اینکه با مسئله ها روبرو شوید، طوری وانمود می کنید که انگار وجود ندارند و حل آنها را به آینده موکول می نمایید.  شروع میکنید به خیالبافی کردن ، به کاشکی گفتن ها، کاشکی امسال حقوق من را افزایش دهند، کاشکی در قرعه کشی برنده شوم و هزاران کاشکی دیگر.

ولی یادمان باشد که بالاخره روزی خواهد رسید که این مسائل زخم باز می کنند!!!

حال راه حل چیست؟

همیشه به یاد داشته باشید هر پیشرفتی در زندگی قطعا ناشی از یک کار، از یک اقدام ، از یک حرکت است. همان کاری که زمانی از روبرو شدن با آن می ترسیدید و انکار می کردید که اصلا وجود دارد، برایتان سخت بود بر آن غلبه کنید. اما همان مسئله و همان اقدام نقطه عطفی در زندگی شما خواهد بود. نقطه قوت زندگی شما خواهد بود و نقطه ای خواهد بود که زندگی روی خوشش را به شما نشان می دهد. و اینجاست که می بینید عجب فرصتی بوده و شما سالها آن را انکار می کردید.

هر انسانی در زندگی خودش بهتر می داند که چه کارهایی را باید به سرانجام برساند مسئله این است که اقدام کنید و آنها را اجرا نمایید.

مفاهیم، مفاهیم خیلی ساده ای هستند تنها باید اقدام نمایید. اقدام کردن و تبدیل دانسته ها به اجرای آن ، یکی از بهترین مهارت هاست.

باید تبدیل به کسی شوید که کار را به اتمام می رساند، کار را جمع می کند. اتمام کننده و فیصله دهنده خوبی باشید. خیلی چیزاها می دانید، خیلی چیزاها یاد می گیرید اما بین دانستن و کاری که باید انجام شود همیشه یک فاصله وجود دارد که باید این فاصله را از بین ببرید و دانستن را به اجرا کردن برسانیم.

پس ، تمام کننده ماهری باشید .

اگر این مطلب برایتان مفید بود آن را به دوستان و عزیزانتان هدیه دهید .

معنا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

قدرت ذهن

Hananeh

چگونه ذهن بر زندگی ما تاثیر می گذارد ؟

ذهن چگونه اضطراب و نگرانی را در ما ایجاد می کند؟

آیا تصمیمات مبتنی بر منطق را می‌پذیرید یا تصمیمات مبتنی بر احساسات؟

موانع ذهنی چگونه بر اقدام ما اثر می‌گذارند و راهکار مقابله با آن چیست؟

آیا امکان کنترل کردن همه چیز به خصوص آینده وجود دارد؟

ذهن (mind) انسان مخصوصا در این دوره و زمانه که روزانه اطلاعات زیادی را دریافت می‌کند تحت تاثیر دو بار سنگین قرار دارد که ذهن را دچار استرس و تنش می‌کند و زندگی را برای ما سخت و دشوار می‌ سازد .

این دو بار را باهم بررسی می کنیم :

1- ذهن (mind) همواره نیاز دارد بصورت منطقی تمام مسائل را حل کند .  این مورد بخصوص در برنامه‌ریزی های بلندمدت برای آینده بسیار حائز اهمیت است .

منطق به این معناست که اگر “این” باشد آنگاه “آن” می شود. قطعا برنامه‌ریزی چه کوتاه مدت و چه بلند مدت مهم است. اما در نظر بگیرید چه میزان از برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته به واقعیت تبدیل شده‌اند. به عنوان مثال ابتدای روز برنامه‌ریزی کنید تا کارهایی را صورت دهید و سپس در پایان روز بررسی نمایید که چه میزان از آن به واقعیت تبدیل شده است. واقعا این کار را انجام دهید. زیرا همواره ممکن است یه سری اتفاقات بیفتند که مسیرهای جدیدی را برای ما باز خواهند کرد. پس قطعیت وجود ندارد.

بنابراین در هر برنامه‌ریزی نمی‌توان بطور قطع ادعا کرد که 100 درصد برنامه تحقق می‌یابد. پس در مورد برنامه‌ریزی های حتی یک روزه عدم قطعیت وجود دارد چه رسد به برنامه‌ریزی بلند مدت . و از آنجا که ذهن نمی‌تواند تمام آینده را تصور کند دچار تنش و نگرانی می‌شود.

2- بلایی که ذهن در ابتدا بر سر خودش و سپس بر سر زندگی ما می‌آورد این است که همواره دوست دارد  همه چیز را کنترل کند.

در برخی موارد که انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که باید از محدوده راحت و آشنایش بیرون بیاید،ذهن مبارزه را آغاز می کند زیرا  این شرایط تحت کنترل ذهن نیست و برای ذهن ناآشناست لذا شروع  به ایجاد ترس و نگرانی برای فرد می کند تا او را از انجام آن کار منصرف نماید . ذهن می‌خواهد انسان در مسیری برود که تحت کنترل اوست .

برخی تصور می کنند برای حل این مشکل باید ذهن را کنار گذاشت و می گویند اگر ذهن را کنار بگذاریم و پیرو احساسات باشیم اوضاع  بدتر می‌شود زیرا فکر می‌کنند که تصمیمات احساسی عاقلانه نیستند  … اما این تفکر اشتباه است.

منطق انسان حاصل پردازش اطلاعات زیادی است که وارد ذهن ما می شود. اطلاعات خوب، بد، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … که منطق ما را می‌سازند. اگر بخواهیم تمامی این اطلاعات را پردازش کنیم چون انسانی منطقی هستیم مشخص است که در نهایت منجر به تصمیم‌‌گیری بدتری می‌شود و این استفاده درستی از منطق نیست.  عاقلانه این است که خودمان را از تمامی این باورها و بارهای سربار بر ذهن آزاد کنیم.

حال سوال این است چطور می توانیم به راحتی کارمان را انجام دهیم و به هدفمان برسیم.

به یاد داشته باشید زمانی که در جریانی قرار دارید (کارمندی، خانواده، اجتماع، …) اگر بخواهید در خلاف جهت جریان حرکت کنید و تقلا نمایید و فشار آورید نه تنها مشکلی را حل نمی‌کنید بلکه موجب آسیب دیدن خودتان نیز می‌شوید.

وقتی در خلاف جهت جریان باشید، ذهن پتانسیل اضافه ایجاد می‌ کند  و قانون تعادل که از مهم ترین قوانین طبیعت است بر هم می‌خورد. قانون تعادل به کار می‌افتد و کاری می‌کند که ما به هدفمان نرسیم و وقایع بد برای ما اتفاق می‌افتد.

راهکار عملی:

گام اول اقدام کردن است. بدانید موانع ذهنی که بر سر راه ما قرار دارند با اقدام کردن از بین می‌روند و حتی اگر از بین هم نروند، باعث می‌شوند ما قوی‌تر شویم.

موانع ذهنی را خود انسان  ایجاد می‌کند. سعی کنید اهمیت آن کار را نزد خودتان کم کنید، آنگاه می بینید که موانع خود به خود از بین می‌روند.

به عنوان یک تمرین عملی، یک ترس یا نگرانی خود را در روز مشخصی تعیین کنید، یک یادآوری برای خود تنظیم کنید مثلا ده روز دیگر این موضوع را به یاد شما یادآوری کند . از شما بپرسد با آن نگرانی چه کردید ؟ آن نگرانی به چه صورتی حل شد ؟

در اکثر مواقع آن موضوع به راحتی و ساده‌تر از آن چیزی که تصور می‌کردید حل شده است.

باور کنید….

گام دوم این است که اگر نتوانستید موانع ذهنی را برطرف کنید با آنها نجنگید .  زیرا پتانسیل اضافی ایجاد می‌کنید.

روش گذشتن از موانع مشابه روش گذشتن آب در طبیعت است. انعطاف پذیر باشید. راهی پیدا کنید و از کنار مانع رد شوید. ذهن عادت دارد همه چیز را کنترل کند اگر موضوعات در قالب از پیش تعیین شده ذهن نباشد، ذهن نگران می‌شود و آن موانع را بسیار با اهمیت نشان می‌دهد، پتانسیل اضافه ایجاد می‌کند و موجب اضطراب درونیتان می‌شود.

روش خوبی را به شما آموزش می دهم .

در پایان روز با خود خلوت کنید. به خود بپردازید و ببینید در طول روزی که گذشت چه کرده‌اید؟ چقدر تنش، اضطراب و نگرانی داشته‌اید؟ چقدر پتانسیل اضافی ایجاد کرده‌اید؟ دلایل ایجاد تنش و نگرانی در شما چه بوده و چقدر اهمیت داشته است. تصمیم بگیرید نسبت به دلایل آگاه باشید.

در پایان باید به این موضوع نیز اشاره کنم .

یکی از باورهای اشتباهی که انسان ها دارند این است که تصور میکنند که می‌توانند محیط خارجی را کنترل نمایند. کنترل کردن یکی از توهمات ذهن بشر است مخصوصا در مورد آینده.

این کنترل کردن یکی از دلایل اصلی ایجاد تنش در ما است. از کنترل کردن اتفاقات دست بکشید و به سیستمی که تصمیم گرفته‌اید در آن زندگی کنید اعتماد کنید .

اگر این مطلب برایتان مفید بود آن را به دوستان و عزیزانتان هدیه دهید .

معنا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید