نوشته‌ها

چگونه بطور موثرهدف گذاری کنیم

Hananeh

چگونه به طور موثر هدف گذاری کنیم؟

بایدها و نبایدهای هدف گذاری موثر

آیا به آنچه میخواهید بیش از حد اهمیت می دهید و آیا این کار خوب است؟

آیا تا به حال در راه رسیدن به آنچه خواسته اید دلسرد شده اید و آن را رها نموده اید؟

آیا فکر و عمل شما در یک راستا هستند؟

آیا به قدرت های ماورایی در تحقق اهداف goals باور دارید؟

آیا تا به حال این تجربه را داشته اید که در خواب، امکان انجام هر کاری برای شما فراهم باشد؟

در شفافیت کامل هر آنچه اراده می کنید در لحظه به انجام می رسانید و اگر خواسته ای دارید در لحظه تحقق می یابد. اینطور به نظر می رسد که  هیچ محدودیتی وجود ندارد و واقعا هم این گونه است.

اما در واقعیت و در دنیایی که زندگی می کنیم این گونه نیست. در این دنیا واقعیت هایی وجود دارد، باید تغییراتی ایجاد شود تا شما بتوانید به آنچه می خواهید برسید، به این معنا که رسیدن به آنچه خواسته اید تلاش و زمان نیاز دارد.

البته خواستن، تعیین اهداف و برنامه ریزی در عالم واقع ویژگی هایی دارند که خوب است آنها را رعایت نماییم و آگاهانه پیش برویم.

اولین موردی که باید به آن توجه کنید این است که خواستن بیش از حد و پر و بال دادن زیاد به آنچه میخواهیم و وابسته کردن زندگی و حیات خود به تحقق آن کار اشتباهی است.

نمی گویم که اشتیاق نداشته باشید و با تمام وجود چیزی را نخواهید اما اینکه اصرار داشته باشید بر اینکه بشود و اگر نشود زندگی شما نابود می شود کار درستی نیست زیرا این خواستن بیش از حد توازن کائنات را بر هم می زند و نیروهایی جهت برقراری توازن به کار می افتند و چه بسا شما را از خواسته خود دور می کنند.

همه چیز باید طبیعی باشد، همه چیز باید گام به گام و پله به پله پیش رود، همه چیز تدریجی است. به یکباره رسیدن به چیزی اعتبار بالایی ندارد و دیر یا زود آن را از دست می دهید.

در ادامه به موردی اشاره می کنم که ممکن است در زندگیتان اتفاق بیفتد و مسیرتان را در جهت رسیدن به خواسته هایتان کوتاهتر نماید.

دومین مورد این واقعیت است که در عالم واقعیت بایستی یک سری تغییرات در جهت تحقق خواسته های شما اتفاق بیفتد که نیازمند تلاش شما و همچنین زمان است. نکته بسیار مهمی که اینجا وجود دارد پیوسته پیگیر بودن برنامه و اقدامی است که برای آن هدف goals در نظر گرفته اید. مشاهده می شود که شما هدفی را تعیین کرده اید، برنامه ریزی کرده اید، اقدام را آغاز می کنید بعد از مدتی که نتایج چشمگیری بدست نمی آورید سست شده و خیلی از قواعد از پیش تعریف شده را نادیده می گیرید انگیزه خود را از دست می دهید لذا آن هدف دورتر و دورتر می شود.

با توجه به تاثیر اثر مرکب در هر کاری باید باور داشته باشید که اقدامات کوچک و پیوسته نتایج شگرفی را به دنبال خواهد داشت.

سومین مورد تمرکز داشتن در هدف گذاری goals و هم راستا تعریف نمودن خواسته های خود در جهت نیل سریعتر، آسانتر و متمرکز تر است.

اگر هدف گذاری goals ما شامل شادی، سلامتی، درآمد و … در یک راستا باشد و با مجموعه اقدامات خود به سمت آنها برویم خیلی موثرتر خواهد بود نسبت به زمانی که هر کدام از موارد فوق را در مسیری جداگانه ای تعریف کرده و پیگیر آنها باشیم. زیرا این باعث عدم تمرکز و به سختی رسیدن به اهدافمان goals می شود.

همه شما با نیت، قصد، اراده و کلماتی چون این آشنا هستید و در زندگی خود نیز آنها را به کار بسته اید. زمانی که فرد برای داشتن چیزی که می خواهد نیت می کند، قصد می کند که آن را داشته باشد و اقدام می نماید. شور و اشتیاق به تنها کافی نیست بلکه فکر و عمل باید در یک راستا باشند.

شما نیت می کنید و چیزی را می خواهید، برنامه ریزی و سپس اقدام می کنید . این نیت شما را به پیش می برد و با تلاش و گذشت زمان آن چیز برای شما تحقق می یابد. زمانی انسان متوجه می شود که اتفاقات بزرگ و عظیمی در زندگی اش در راستای اهدافش goals رخ داده است و حتی از راه هایی بوده که اصلا تصورش را هم نمیکرده است.

وقتی بیشتر تامل می کنیم در می یابیم زمانی که ذهن و روح ما در یک راستا بوده و اهمیت آن موضوع نیز در ذهن ما پررنگ نبوده است  ، اتفاقات چشمگیری برای ما رخ داده است.

آن نیت اولیه شما را گام به گام جلو می برد، مشکلات، موانع را برای شما روشن می سازد همچنان نیازمند تلاش شما و پیگیر بودن شما در تحقق آن است اما گاها به مسیری هدایت می شوید که آن چیز خودبخود برای شما به انجام می رسد،  شاید آن را شانسی بدانید شاید نتوانید تعریفی برای آن ارائه دهید و شاید از خودتان سوال کنید آیا تکرار پذیر است ؟  دوباره برای من اتفاق می افتد؟

پیشنهاد می کنم این موارد را حتما برای خودتان یادداشت نمایید، حس و حال خودتان را در زمان کسب این تجربه ها بنویسید .  اینکه چه چیزی در شما و چه اقدامی در شما باعث کسب این تجربه شیرین شده است؟

آیا به آن هدف بیش از حد نپرداخته بودید و اهمیت آن را در ذهن خود بالا نبرده بودید؟ به مرور که تعداد آنها زیاد می شود باورتان شکل می گیرد و آن را چیزی فراتر از شانس خواهید یافت. آنگاه می توانید فرمول شخصی خودتان را در جذب چنین کمک های ماورایی داشته باشید.

اگر این مطلب برایتان مفید بود آن را به دوستان و عزیزانتان هدیه دهید .

معنا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

قدرت ذهن

Hananeh

چگونه ذهن بر زندگی ما تاثیر می گذارد ؟

ذهن چگونه اضطراب و نگرانی را در ما ایجاد می کند؟

آیا تصمیمات مبتنی بر منطق را می‌پذیرید یا تصمیمات مبتنی بر احساسات؟

موانع ذهنی چگونه بر اقدام ما اثر می‌گذارند و راهکار مقابله با آن چیست؟

آیا امکان کنترل کردن همه چیز به خصوص آینده وجود دارد؟

ذهن (mind) انسان مخصوصا در این دوره و زمانه که روزانه اطلاعات زیادی را دریافت می‌کند تحت تاثیر دو بار سنگین قرار دارد که ذهن را دچار استرس و تنش می‌کند و زندگی را برای ما سخت و دشوار می‌ سازد .

این دو بار را باهم بررسی می کنیم :

1- ذهن (mind) همواره نیاز دارد بصورت منطقی تمام مسائل را حل کند .  این مورد بخصوص در برنامه‌ریزی های بلندمدت برای آینده بسیار حائز اهمیت است .

منطق به این معناست که اگر “این” باشد آنگاه “آن” می شود. قطعا برنامه‌ریزی چه کوتاه مدت و چه بلند مدت مهم است. اما در نظر بگیرید چه میزان از برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته به واقعیت تبدیل شده‌اند. به عنوان مثال ابتدای روز برنامه‌ریزی کنید تا کارهایی را صورت دهید و سپس در پایان روز بررسی نمایید که چه میزان از آن به واقعیت تبدیل شده است. واقعا این کار را انجام دهید. زیرا همواره ممکن است یه سری اتفاقات بیفتند که مسیرهای جدیدی را برای ما باز خواهند کرد. پس قطعیت وجود ندارد.

بنابراین در هر برنامه‌ریزی نمی‌توان بطور قطع ادعا کرد که 100 درصد برنامه تحقق می‌یابد. پس در مورد برنامه‌ریزی های حتی یک روزه عدم قطعیت وجود دارد چه رسد به برنامه‌ریزی بلند مدت . و از آنجا که ذهن نمی‌تواند تمام آینده را تصور کند دچار تنش و نگرانی می‌شود.

2- بلایی که ذهن در ابتدا بر سر خودش و سپس بر سر زندگی ما می‌آورد این است که همواره دوست دارد  همه چیز را کنترل کند.

در برخی موارد که انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که باید از محدوده راحت و آشنایش بیرون بیاید،ذهن مبارزه را آغاز می کند زیرا  این شرایط تحت کنترل ذهن نیست و برای ذهن ناآشناست لذا شروع  به ایجاد ترس و نگرانی برای فرد می کند تا او را از انجام آن کار منصرف نماید . ذهن می‌خواهد انسان در مسیری برود که تحت کنترل اوست .

برخی تصور می کنند برای حل این مشکل باید ذهن را کنار گذاشت و می گویند اگر ذهن را کنار بگذاریم و پیرو احساسات باشیم اوضاع  بدتر می‌شود زیرا فکر می‌کنند که تصمیمات احساسی عاقلانه نیستند  … اما این تفکر اشتباه است.

منطق انسان حاصل پردازش اطلاعات زیادی است که وارد ذهن ما می شود. اطلاعات خوب، بد، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … که منطق ما را می‌سازند. اگر بخواهیم تمامی این اطلاعات را پردازش کنیم چون انسانی منطقی هستیم مشخص است که در نهایت منجر به تصمیم‌‌گیری بدتری می‌شود و این استفاده درستی از منطق نیست.  عاقلانه این است که خودمان را از تمامی این باورها و بارهای سربار بر ذهن آزاد کنیم.

حال سوال این است چطور می توانیم به راحتی کارمان را انجام دهیم و به هدفمان برسیم.

به یاد داشته باشید زمانی که در جریانی قرار دارید (کارمندی، خانواده، اجتماع، …) اگر بخواهید در خلاف جهت جریان حرکت کنید و تقلا نمایید و فشار آورید نه تنها مشکلی را حل نمی‌کنید بلکه موجب آسیب دیدن خودتان نیز می‌شوید.

وقتی در خلاف جهت جریان باشید، ذهن پتانسیل اضافه ایجاد می‌ کند  و قانون تعادل که از مهم ترین قوانین طبیعت است بر هم می‌خورد. قانون تعادل به کار می‌افتد و کاری می‌کند که ما به هدفمان نرسیم و وقایع بد برای ما اتفاق می‌افتد.

راهکار عملی:

گام اول اقدام کردن است. بدانید موانع ذهنی که بر سر راه ما قرار دارند با اقدام کردن از بین می‌روند و حتی اگر از بین هم نروند، باعث می‌شوند ما قوی‌تر شویم.

موانع ذهنی را خود انسان  ایجاد می‌کند. سعی کنید اهمیت آن کار را نزد خودتان کم کنید، آنگاه می بینید که موانع خود به خود از بین می‌روند.

به عنوان یک تمرین عملی، یک ترس یا نگرانی خود را در روز مشخصی تعیین کنید، یک یادآوری برای خود تنظیم کنید مثلا ده روز دیگر این موضوع را به یاد شما یادآوری کند . از شما بپرسد با آن نگرانی چه کردید ؟ آن نگرانی به چه صورتی حل شد ؟

در اکثر مواقع آن موضوع به راحتی و ساده‌تر از آن چیزی که تصور می‌کردید حل شده است.

باور کنید….

گام دوم این است که اگر نتوانستید موانع ذهنی را برطرف کنید با آنها نجنگید .  زیرا پتانسیل اضافی ایجاد می‌کنید.

روش گذشتن از موانع مشابه روش گذشتن آب در طبیعت است. انعطاف پذیر باشید. راهی پیدا کنید و از کنار مانع رد شوید. ذهن عادت دارد همه چیز را کنترل کند اگر موضوعات در قالب از پیش تعیین شده ذهن نباشد، ذهن نگران می‌شود و آن موانع را بسیار با اهمیت نشان می‌دهد، پتانسیل اضافه ایجاد می‌کند و موجب اضطراب درونیتان می‌شود.

روش خوبی را به شما آموزش می دهم .

در پایان روز با خود خلوت کنید. به خود بپردازید و ببینید در طول روزی که گذشت چه کرده‌اید؟ چقدر تنش، اضطراب و نگرانی داشته‌اید؟ چقدر پتانسیل اضافی ایجاد کرده‌اید؟ دلایل ایجاد تنش و نگرانی در شما چه بوده و چقدر اهمیت داشته است. تصمیم بگیرید نسبت به دلایل آگاه باشید.

در پایان باید به این موضوع نیز اشاره کنم .

یکی از باورهای اشتباهی که انسان ها دارند این است که تصور میکنند که می‌توانند محیط خارجی را کنترل نمایند. کنترل کردن یکی از توهمات ذهن بشر است مخصوصا در مورد آینده.

این کنترل کردن یکی از دلایل اصلی ایجاد تنش در ما است. از کنترل کردن اتفاقات دست بکشید و به سیستمی که تصمیم گرفته‌اید در آن زندگی کنید اعتماد کنید .

اگر این مطلب برایتان مفید بود آن را به دوستان و عزیزانتان هدیه دهید .

معنا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید